خرید بک لینک

از امضای سازشنامهی بن، ۱۵ سال میگذرد اما هنوز هم در مورد آن حرفهای زیادی ناگفته مانده است. موافقتنامهی بن در ۶ دسامبر سال ۲۰۰۱ به امضا رسید و براساس آن یک ادارهی موقت به ریاست حامد کرزی، زمام امور را به دست گرفت. ادارهی موقت در واقع جانشین حاکمیت طالبان در کابل شد که پنجسال تمام بر گردههای مردم افغانستان سوار بودند. نشست بن و رازهای آن هنوز هم یک موضوع جذاب برای مطالعه است، برخی از شرکتکنندگان این نشست و کسانی که عقب صحنه آن را مدیریت میکردند، در مورد آن چیزهایی نوشتهاند.
یکی از کسانی که پشت صحنهی نشست بن را مدیریت میکرد، زلمی خلیلزاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان بود. خلیلزاد در سال جاری میلادی کتاب خاطراتش را منتشر کرد. این کتاب از آنجایی که برخی از رازهای نشست بن را هویدا میکرد، مورد استقبال خوانندگانش در افغانستان قرارگرفت. اما شماری از شخصیتهایی که از افغانستان به نشست بن رفته بودند و تا حال به نحوی در صحنهی سیاسی افغانستان فعالاند، هیچچیزی در مورد این نشست ننوشتهاند. محمدیونس قانونی یکی از این چهرهها است. او که در نشست بن از جبهه متحد پیشین نمایندگی میکرد، نقش مهمی در تصمیمگیریهای نشست بن داشت. در واقع تمامی آنانی که نشست بن را مدیریت میکردند، با آقای قانونی در بسیاری از موارد چانه میزدند.
زلمی خلیلزاد در کتاب خاطراتش به گونهای وانمود کرده است که قانونی در نشست بن بیشتر به چشم و گوش محمدجواد ظریف نمایندهی ایران در نشست بن متوجه بود. محمدجواد ظریف که حالا وزیر امور خارجهی ایران است، در نشست بن، کشورش را نمایندگی میکرد. خلیلزاد درکتاب «فرستاده» نوشته است که پس از این که موضوع رییس اداره موقت حل شد، تمامی شرکتکنندگان نشست بن روی تعداد وزارتخانهها و تصاحب آن چانهزنی کردند. به نوشتهی خلیلزاد، هیات جبههی متحد که قانونی در راس آن بود، ثلث مجموع کرسیها را میخواست. قانونی ظاهرا استدلال میکرد که آنان زعامت را به جناح روم دادند و حالا حق دارند ثلث وزارتخانهها را در دست داشته باشند. به نوشتهی خلیلزاد دیگر جناحهای شرکتکنندهی نشست بن، با این موضعگیری قانونی مخالف بودند.
خلیلزاد نوشته است که چانهزنیها تا ناوقت شب ادامه یافت. تا اینکه محمدجواد ظریف، قانونی را به کنج اتاق برد و در گوشش چیزی گفت و پس از آن، آقای محمدیونس قانونی راضی شد و اعلام کرد که دیگر ثلث وزارتخانههای ادارهی موقت را نمیخواهد. از این نوشته بر میآید که محمدجواد ظریف در حد غیرمعمول و در سطح غیرقابل باور بر محمدیونس قانونی نفوذ داشت. در کتاب زلمی خلیلزاد، همچنان آمده است که مسکو و تهران با امریکا فشار هماهنگ بر برهانالدین ربانی وارد کردند تا فیصلههای نشست بن را بپذیرد.
تا حال هیچ یک از سران جبههی متحد پیشین، در مورد محتوای کتاب آقای خلیلزاد اظهار نظری نکردهاند. آقای قانونی هم صحت گفتههای زلمی خلیلزاد در مورد خودش را نه رد کرده است و نه تایید. برخی از سران جبهه متحد سابق، مثل برهانالدین ربانی و مارشال فهیم هم در قید حیات نیستند تا بگویند در مورد اینکه در شبوروزهای برگزاری نشست بن برآنان چه گذشت. از آنجایی که شخصیتهای در قید حیات جبههی متحد سابق، چیزی در مورد نشست بن و فیصله آن نگفتهاند، شایعات در مورد نحوهی عملکرد آنان بسیار زیاد است. دهها نظریه و شایعه در مورد چگونگی عملکرد آقای قانونی در نشست بن بهوجود آمده است. اما این شایعات وقتی از بین میرود که خود ایشان در مورد آنچه که در بن انجام دادند، بنویسند و یا در یک مصاحبهی رسانهای در مورد آن سخن بگویند.
واقعیتی که نمیتوان از آن انکار کرد، این است که نشست بن و فیصلههای آن، تنها راه ممکن بیرونرفت از بحران در آن زمان بود. در آن زمان امارت طالبان سقوط کرده بود. ولایاتهای کشور در اختیار گروههای متعدد بود و ایجاب میکرد که هرچه زودتر یک ادارهی موقت وسیعالبنیاد که همهی جناحها مشروعیت آن را قبول کنند، به میان بیاید. در آن زمان نشست بن و فیصلههای آن بدیل نداشت. اما بعدا اظهار نظرها در مورد برخی از خلاهای نشست بن صورت گرفت. لخضر ابراهیمی نمایندهی ویژهی سازمان مللمتحد برای افغانستان که یکی از صحنه گردانان نشست بن بود، بعدا گفت که خلای عمدهی نشست بن این بود که گروه طالبان در آن شرکت نکردند. به گفتهی ابراهیمی اگر طالبان در نشست بن شرکت میکردند، شاید یک توافق سیاسی جامعتر شکل میگرفت و از شورش مجدد گروه طالبان جلوگیری میشد.
برخی از شیوخ عرب هم نظراتی هممانند آقای ابراهیمی دارند. برخی از دیپلوماتهای غربی و امریکایی در نظر داشتند نشستی که اداره موقت پس از طالبان را مشخص میکند، نه در بن که در دوحه پایتخت قطر برگزار شود. در آن زمان شماری از دیپلوماتهای امریکایی این موضوع را با امیر قطر در میان گذاشتند. امیر قطر در پاسخ گفته بود که دوحه حاضر است که نشست صلح افغانستان را میزبانی کند و تمام مصارف آن را هم بپردازد، اما شرط خانوادهی حکمران قطر این بود که نمایندگان گروه طالبان هم در این نشست شرکت کنند. از آنجایی که شرکت طالبان در آن نشست مقدور نبود، دوحه از میزبانی مذاکرت معذرت خواست. کشورهایی که حاکمیت طالبان را به رسمیت شناخته بودند، از سوی جبههی متحد مخالف طالبان، شایستهی میزبانی از نشست بن شناخته نشدند و به همین دلیل بود که شهر بن آلمان و یک رستورانت کناری این شهر، محل مناسب برای چانهزنیها انتخاب شد.
شرکت طالبان در آن زمان در نشست بن، اصلا ممکن نبود. حتا اگر تمام طرفهای شرکتکننده میخواستند که نمایندهی طالبان را در نشست داشته باشند، چنین چیزی عملی نمیشد. طالبان در آن زمان یک امارت بودند. آنان امیرالمومنینی داشتند که حتا سران القاعده به او بیعت کرده بودند. گروهی که امیرالمومنین دارد، روشن است در نشستی که قرار است برای انتخاب یک زعیم موقت برگزار شود، شرکت نمیکند. اصلا شرکت در نشست بن با ایدیولوژی طالبان منافات داشت. حتا امروز هم طالبان توهم امارت دارند. آنان تصور میکنند که رهبرشان، فرمانده کل مسلمانان دنیا است. آنان نمیخواهند که از این توهم ایدیولوژیک دست بردارند. اگر عامل پاکستان را هم در نظر نگیریم، امارتباوری، کافی است تا توهم صلحپذیربودن طالبان را ابطال کند.

گروهی خبر هفته نامه ی ندای غزنه

منبع : 8 صبح

برچسب: نشست,موضوع,جذاب, نویسنده: مهدی جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 0:06

صفحه بندی